تبليغاتX
and love me

and love me

نوروزت پیروز

یه سال دیگه هم گذشت

این سال هم با همه خوبی و بدیهاش تموم شدو منو مجبور کرد بیام اینجا و به تو که عزیز ترین کس من هستی بهت تبریک بگم

اگه چند وقتی نیومدم خیلی گله مند بودم

خودت خوب میدونی چرا

اصلا باورم نمیشد بعد این همه سال منو اینجوری شناخته باشی

حرفا رو نمیشه اینجا زد

ولی خوب میدونی منظورم چیه

یه روزی اگه باز صحبت کردیم بهت میگم

ولی بازم میگم ازت توقع نداشتم

هر روزت نوروز و نوروزت پیروز

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و نهم اسفند 1388ساعت 15:52  توسط meisam  | 

یه روزی یه روزگاری

یه روزی یه روزگاری بود...

عجب دوره زمونه ای شده....

من دوست دارم...

و...

چه جمله هایی

چه حرفایی

چه دوست دارم گفتنایی و چه دزدکی بوس کردن پشت گوشی

چه روزایی بود

روزای خدمت و اومدن پای تنها تلفن پادگان و شنیدن صدات و رفتن سر پست

دزدکی نیگا کردن عکست

اومدنت تو دلم

بیرون نرفتن از دلمو موندگار شدنش تو این دل صاب مرده

خلاصه اینا همه دس به دس هم دادن و یادتو دوباره زنده کردن

یاد تو یاد دوس داشتنات یاد همه و همه و همه

یاد روزی که دیدمت و نیگات منو با خودش برد

یاد اون فشفشه ای که روشن کردیم

حتی یاد اون کمر بند بابات

اینا همش بهونه است

بهونه های همیشگی من

بهونه ای که باز صداتو بشنوم و اروم بشم

بهونه ای که باز به این فک کنم که یکی رو با تموم وجود دوسش داشتم

بهونه ای که ادما بدونن هنوز عشق زنده است

درسته به هم نرسیدیم

ولی واسه من همونی که هستی

اما خیلی عوض شدی

اخلاقت خصوصیاتت

اما واسه من همونی هستی که همیشه بودی

در کل بگم که خیلی دوست دارم

هر کاری کردم یادت بره از ذهنم بیرون نشد که نشد

مث اینکه این دل صاب کرده من فقط به عشق تو دیوونه خوشه

باور کن بعد تو خیلیا رو تو زندگیم اووردم

اما به ماه نکشید یاد تو اومد تو ذهنم و بیخیال شدم

ای روزگار ....

ختم کلوم اینکه:

سخن این است که ما بی تو نداریم حیات

بشنو ای پیک خبر گیر و ختن باز رسان

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیستم بهمن 1388ساعت 10:42  توسط meisam  | 

میخواستم بهت بگم....

میخواستم بت بگم چقد پریشونم

دیدم خودخواهیه.دیدم نمیتونم

تحمل میکنم  بی تو به هر سختی    

به شرطی که بدونم شاد و خوشبختی

به شرطی که بشنوم دنیات آرومه

که دوسش داری از چشمات معلومه

یکی اونجاست شبیه من یه دیوونه     

که بیشتر از خودم قدرتو می دونه

چیکار کردی با قلبم که به خاطر تو بی رحمم

تو میخندی  شیرینه

گذشتم تازه می فهمم ...تا زه می فهمم

 

تورو میخوام تموم زندگیم اینه     دارم میرم ته دیوونگی اینه

نمیرسه به تو حتی صدای من      تو خوشبختی همین بسه برای من

.

.

.

دلم میخواد که برگردی بگی بد کاری کردی که منو دیوونه کردی .بگی که بر می گردی

دلم میخواد که برگردی بگی بد کاری کردی که منو تنها گذاشتی.بگی دوسم میداشتی

 

من رو حرف تو حساب کرده بودمو     همه عشقا رو جواب کرده بودمو

از همه قشنگیای زندگی

تنها تورو انتخاب کرده بودمو...

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه یکم بهمن 1388ساعت 12:52  توسط meisam  | 

ووااای چه بچه نازی داری .....

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و نهم آذر 1388ساعت 23:41  توسط meisam  | 

تبريک دست خالي مرا با سخاوت بي حدت بپذير تولدت مبارک عزیزم

 



فوووووووت …..

فووووووووت ….
فوووووووت …..
فووووووووت …
فوووووووت ….

بیا شعما رو فوت کن

تولدت مبارک

   


روز تولدت شد و نيستم اما كنار تو         

         كاشكي مي شد كه جونمو هديه بدم براي تو         

         درسته ما نميتونيم اين روز و پيش هم باشيم         

         بيا بهش تو رويامون رنگ حقيقت بپاشيم         

          ميخوام برات تو روياهام جشن تولد بگيرم        

         از لحظه لحظه هاي جشن تو خيالم عكس بگيرم        

          من باشم و تو باشي و فرشته هاي آسمون        

         چراغوني جشنمون، ستاره هاي كهكشون        

          به جاي شمع ميخوام برات غمهات و آتيش بزنم        

         هر چي غم و غصه داري يك شبه آتيش بزنم        

          تو غمهات و فوت بكني منم ستاره بيارم        

         اشک چشاتو پاک کنم نور ستاره بكارم        

          كهكشونو ستاره هاش درياو موج و ماهياش         

         بيابونا و بركه هاش بارون و قطره قطره هاش        

          با هفت تا آسمون پر از گلاي ياس وميخک         

         با ل فرشته ها و عشق و اشتياق و پولک         

         عاشقتو يه قلب بي قرار و کوچک        

         فقط مي خوان بهت بگن :

         تولدت مبارک


بازم شادي و بوسه ، گلاي سرخ و ميخک

ميگن کهنه نمي شه تولدت مبارک

تو اين روز طلايي تو اومدي به دنيا

و جود پاکت اومد تو جمع خلوت ما

تو تقويما نوشتيم تو اين ماه و تو اين روز

از اسمون فرستاد خدا يه ماه زيبا

يه کيک خيلي خوش طعم ،با چند تا شمع روشن

يکي به نيت تو يکي از طرف من

الهي که هزارسال همين جشنو بگيريم

به خاطر و جودت به افتخار بودن

تو اين روز پر از عشق تو با خنده شکفتي

با يه گريه ي ساده به دنيا بله گفتي

ببين تو اسمونا پر از نور و پرندس

تو قلبا پر عشقه رو لبا پر خندس

تا تو هستي و چشمات بهونه س واسه خوندن

همين شعر و ترانه تو دنياي ما زندس

واسه تولد تو بايد دنيا رو اورد

ستاره رو سرت ريخت تو رو تا اسمون برد

اينا يه يادگاري توي خاطره هاته

ولي به شوق امروز مي شه کلي قسم خورد

تولدت عزيزم پراز ستاره بارون

پر از باد کنک و شوق ،پر از اينه و شمعدون

الهي که هميشه واسه تبريک امروز

بيان يه عالم عاشق ،بياد هزار تا مهمون

 



جاي هيچکس را هيچکس ديگر نميتواند پر کند

 مهربانم :  تولدت مبارک  

+ نوشته شده در  یکشنبه پانزدهم آذر 1388ساعت 18:36  توسط meisam  | 

آمدی جانم به قربانت ولی حالا چرا...

سلامی دوباره

خدمت ناناز ترین و در واقع بی وفا ترین...

چطوری؟؟!!!

خیلی سر ،سنگین شدی

سراغی هم از ما نمیگیری

کم به کم میای و زود به زود میری؟

هر روز و هر شبم شده یاد تو و هر موقع به یادت میوفتم دلم میگیره

خلاصه چه کردی با دل من...

در آخر...

آمدی جانم به قربانت ولی حالا چرا

بی وفــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــا حالا که من افتاده ام از پا چرا

 

فقط شعر بود به دل نگیر

بدرود

+ نوشته شده در  چهارشنبه یازدهم آذر 1388ساعت 13:10  توسط meisam  | 

خوش اومدی

یه سلامی دوباره

عجبه از این ورا

یادی از ما کردی

امتحانو بهونه کردی و ....

الهی

موفق باشی

در ضمن اون دختره یه فیلم بود

بهش فک نکن

از این فیلم هندی هم بود

منم هنوز مجرد مجرد مجردم

تو هم مواظب خودت باش

عزیز خانوم دلم خیلی برات تنگیده

حرفای نازت هنوز تو گوشمه و چشای مهربونت جلو چشام

هیچی دیگه ازاون موقع ندارم که وقتی دلم تنگ میشه نگاش کنم

همه خاطراتتو تو قلبم نگه داشتم تا با یادش روزما و سپری کنم

زود به زود سر بزن

قربون اون دل مهربونت

میثم 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیستم آبان 1388ساعت 22:52  توسط meisam  | 

دلم برات تنگ شده بود...

بازم سلام

بازم علیک

بازم درود

خوبی گلم

خیلی وقت بود نیومده بودی بهم سر بزنی

همیشه چشم براهت بودم

خدا تورو از من گرفت و لی خاطرتو هیچ وقت از دلم پاک نکرده

تنها جایی که دلم خوشه تو میای و یه چیزی میگی و دل منو خوش میکنی همین جاس

همین وبلاگ ساده و خودمونی من

بی وفا یادت نره یکی چش براه اون پستای قشنگته

اگه نظری نذاری واسش دلش میگیره

حالا هر چی بوده تموم شده

ولی یادت باشه دیگه دیر سر نزنی

آخه دل میثم خیلی کوچیکه

دلم خیلی برات تنگ شده

خیلی...

چشم براه دل ونوشته های نازت

میثم

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و دوم مهر 1388ساعت 17:5  توسط meisam  | 

وصال یار....

خوب بازم من اومدم و یه موضوع جدید

اول از همه سلام

امروز اومدمدر مورد بازدید کننده هام بهت بگم مولود....

تو ژیام خصوصیم یکی از همین ادمای کره خاکی واسم یه پیامی گذاشته بود

اینم اون پیامش:

سلام آقا میثم خوبید؟
من تمام صفحات وبلاگتونو از خرداد 1387 تا اردیبهشت 1388 نگاه کردم یه پیشنهاد دارم برات البته اگه دوست داری. برو یه نگاه کامل به وبلاگت بنداز بعد تمام تجربه هایی رو که توی این 11 ماه کسب کردی رو بنویس بعد بخونش فکر کنم به این نتیجه میرسی که باید به خدات بگی ممنونم که عاشقم کردی.
به نظر من وصال شرط نیست خوشبختی معشوقت شرطه امیدوارم معشوقت خوشبخت باشه.تو هم اگه عاشقی دعا کن اون در ارامش باشه اونوقت می بینی تو هم به ارامش میرسی

 

من معذرت میخوام از اون شخص که اینجا پیامشو گذاشتم

اما میخواستم موضوع  جدیدم در مورد حرف شما باشه

مولود جان

میبنیی چی شده؟؟؟
میبینی ککه همه و همه و همه دوست دارن تو خوشبخت باشی

تو .کسی که معشوقه ی من بودی و هستی و خواهی بود

اره خواهی بود...

همیشه و همه جا واست دعا میکنم که سالم و سر زنده باشی

وقتی بعضی موقع ها یادت میفتم بغض گلومو میگیره

این بغض غم و اندوه نیس

بغض شادیه واسه تو

اره واسه تو که الان خوشبختی

واسه تو که به من گفتی خوشبختی

و این خوشبختی تنها آرزوی من تو تموم مراحل زندگیمه

اهای عزیزی که واسه من پیام گذاشتی و خواستی واسه معشوقم آرزوی خوشبختی کنم

اینو بدون که میثم همیشه واسه مولود آرزوی خوشبختی میکنه

آخه این این تنها آرزوی قلبی منه

وصال یار شرط نیس خوشبختی معشوقم شرطه

دیوونه الهی خوشبخت بشی

زیاد  غم انگیزش نکنم

دیوونه دوست داشتنی دوست دارم

دیوونتم روانی

 

 

+ نوشته شده در  جمعه سیزدهم شهریور 1388ساعت 14:25  توسط meisam  | 

خوابتو دیدم؟؟؟!!!

بازم من اومدم....

میخوام امروز در مورد یه چیز دیگه بگم

البته همه حرفام به یه موضوع ختم میشه

اما بازم یه کم اب و نمکش زیاد تر میشه

میگن ادما وقتی عاشق کسی میشن چشمشون کورو گوششون کر میشه

میگن ادما وقتی یه نفر رو دوس دارند همه ذهن و فکرشون میشه همون یه نفر

میکن اون قد بهش فک میکنن که شبا خوابشو میبینن

خلاصه خیلی چیزای دیگه میکن

اما اصل کلام من با این خوابه....

با این که اونی که دوسش داری رو تو خواب میبینی

مولود ...

خیلی وقت بود که خوابتو ندیده بودم

اما دوباره خوابتو دیدم

اونم چه خوابی

جات خالی هفته پیش با خونواده رفته بودم مشهد

یه هفته ای بودم اونجا

کلی هم دعات کردم

شب سومی که مشهد بودم خوابتو دیدم

تو خوابی که دیده بودم خیلی ناز شده بودی

تو اون خوابی که دیدم دستات تو دستم بود

تو اون خواب با من رو یه موتور گازی نشسته بودی و میرفتیم این ورو اونور

مولود تو خواب خیلی خوب بود

تو خوبی .اما تو خواب مال من بودی مولود

تو خوابی که دیدم بابای مولود نبود؟!!!

تو خوابی که دیدم پول و ماشین و خونه ای که بابای مولود میگفت نبود

مولود جون دلم نمیخواد این حرفا رو بزنی پای گله

فردای اون روزی که اون خواب دیدم نشستم فک کردم

به خودم گفتم یعنی چی شده که بعد عمری من خواب تورو دیدم

اونم یه خواب قشنگ و رویایی

مولود تو اون خواب خیلی بهمون خوش گذشت

خیلی بیشتر از خیلی بهمون خوش گذشت

با همون موتور گازی  که اون نگاهای عاشقونه...

مولود تو اون خواب من تورو بوسیدم

تو هم منو بوسیدی

تو اون خواب من عاشقونه مولودمو دوس داشتم

مولودم عاشقونه منو دوس داشت و بهم نگاه میکرد

بعد خواب تازه فهمیدم که مولود باهام چه کرده

مولود چرا هنوز که هنوزه یادت از ذهن من پاک نمیشه

اره ...فهمیدم

خدا جون ممنون که بهم فهموندی که

میثم تو هنوز که هنوزه همون عاشق قدیمی هستی

همون عاشقی که به قول مولود عشقش پاکه...

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه چهاردهم مرداد 1388ساعت 15:54  توسط meisam  |